مهم نیست که کجا بودم مهم اینه که هنوز هستم
شب نیز صدای پای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره تکرار شود
آدم به طواف تخت جمشید آید.
آغاز سال ۷۰۳۰ میترایی
۳۷۴۶ زرتشتی
و ۱۳۸۷ خورشیدی مبارک باد .
شب نیز صدای پای خورشید آید
تاریخ اگر دوباره تکرار شود
آدم به طواف تخت جمشید آید.
آغاز سال ۷۰۳۰ میترایی
۳۷۴۶ زرتشتی
و ۱۳۸۷ خورشیدی مبارک باد .
من برگشتم برمی گردم جائز نیست
حدودا یک سال میشه که این وبلاگ بروز نشده ، تواین یک سال چیزهایی دیدیم و شنیدم و حتی تجربه کردم که مسیر منو و نوع نگاهمو به وضعیت فعلیم و اگه بهتر گفته باشم به نوع عملکردی که همه ما ایرانیان و ایران دوستان نسبت به آینده و حتی بهره گیری از تاریخ باستانی ایران در جهت رسیدن به آنچه به آن آزادی و ایرانی بودن کشور و به دوربودن از هرگونه فرهنگ و آیین غیر ایرانی بود ، تغییر داد.
حال دیگرعقیده من بر این است که سخن گفتن ازایران باستان وآیینهای زرتشتی و ... ، مسیری است که ما میبایستی قبل ازبه یغما رفتن ایران و فراموش شدن نسبی آیینهای ارزشمندمان به آن می پرداختیم . در واقع ما در زمانی هستیم که به جای تبلیغ گذشته و غیر مستقیم ، محکوم کردن مصداقهای منفور حال، میبایستی به آنچه اتفاق افتاده بنگریم وتصمیم بگیریم که چه باید کرد . شکافتن گذشته به معنی یادآوری و آن ایام و برگردانیندن ذهنیت عموم به اطمینان چاره ساز نخواهد بود چرا که نیرویی به مراتب قوی تر و مجهز تر تمامی جبهه های مبارزه را با تمامی امکانات و در جهت بقاء خود قبضه کرده است . همان کاری که نیاکان ما به اشتباه 14 قرن پیشتر به آن پرداختند و حال و روز ما این شد.شاید در آن دوران نیاکان ما با عدم باز گذاشتن جامعه ی خود باعث تسلیم ایرانیان در مقابل اعرابی شدند که با شعارهایی اصالتا ایرانی و به ظاهر اسلامی به سنگرهای جبهه ی آیین داران زرتشتی تاختند و با مقاومت آنچنانی رروبرو نشدند ، چرا که مردم آن دوران نیزبه حال روز زمان ما دچار بودند و آزادی به هر قیمتی را خواستند و هر چه داشتیم دادند ولی اسیر تر شدند تا جایی که 7قرن بعد شاهنامه سرای توسی پس از سی سال توانست که فقط زبان ما را نجات دهد و بگوید :
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی پس کمی شمشیر را از رو بستن بهتر است و نیک است دیگر طفره نرویم و باز زمان را ازکف ندهیم که یک بار این اشتباه را کردیم و سه نسل سوخت . مگر چقدر عمر داریم .
لازم به ذکر است که از تمامی دوستانی که در این مدت این تارنما رو فراموش نکرده اند و برام نظر و پیام گذاشته اند تشکر و سپاس گذاری کنم . از اینکه باز هم با همیم و برای هم وبرای کشور عزیزمون مینویسم خوشحالم .
يک حرف حسابی از چهارشنبه سوری از زبان دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی؛
چهارشنبه سوری يک جشن زرتشتی نيست.
سه شنبه شب؟ جشن چهارشنبه سوری؟ همين برای بسياری روشنه که اين جشن بايد واکنشی به سنتها و باورهای اعراب بعد از فتح ايران در پايان سلسله ساسانی باشه. ولی کيه که متوجه بشه ؟
جواب : دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در فلسفه وسنن ايران باستان از راز ، چرا چهارشنبه سوری؟ و چرا آتش ؟ پرده برداشتند.
ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش رو زشت می دونيم .
در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . شنبه و يکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ايران شد . بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.